امیرمهدیامیرمهدی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

پسرم دنیای من

لذتی برتر هست؟

لذتی برتر از این نيست كه جوانه ای در درونت بپرورانی و از آنگاه که قدمهای لرزانش را به این دنیا می گذارد فرشته نجاتش شوی و نیازهای کودکانه اش را با دل و جان برآوری و روزی نه چندان دور از آن زمان که شیره جانت را شبانه خسته و ناتوان در دهانش می نهی یا دست و پاهای ظریف و ناتوانش را نوازش می کنی روی دو پاهای کوچکش بایستد و چند قدم تا آغوشت را، با خنده و هیجان گام بردارد و خودش را روی وجودت رها کند؟ گرمای تنش را حس می کنی و تو هم در شادی این گام بزرگش به سوی آینده شریک می شوی... وصف ناپذیر است که زماني به چشمهایم مینگری و با نگاه و لبخندت همراهی مرا می طلبي!   یا وقتی مشغول کارهای روزانه در آغوشت گرفته ام و با تکه ای نان سرگرمت ک...
13 13

به بزرگی تمام عشقهای دنیا

چقدر آرامم پسرکم که توهستی که کنارمی وهمیشه درقلب منی به معصومیت کودکانه ات قسم که بیشتر ازهرمادر دیگری عاشقت هستم دغدغه هرروزمن بودن توست نفس کشیدنت... ایستادنت... خندیدنت... راه رفتنت...     لحظه به لحظه کنارم قدمیکشی وبزرگ میشوی پسرکم عزیزم دستهای کوچکت رامیگیرم تا بلند شوی  راه بروی  وحال دیگرمیدوی... تمام لذت زندگیم همین است. میخواهم آغوشم مادرانه ترین آغوش دنیا باشد برای تو... میخواهم به تویاد بدهم کلمه به کلمه عشق را زندگی را مادربودن شیرین است...آنقدرکه حتی فکرکردن به نوازش صورت پاک ومعصومت مرامیبرد تااوج...   سهم من ازدنیا پسر کوچکی ست به بزرگی تمام عشقهای دنیا...   "یلدامب...
29 13

آرایشگاه!!!!

ما ازاول هفته تصمیم گرفته بودیم که برای عروسی پسرخاله مامی امیرمهدی که جمعه به سلامتی برگزارمیشه ، آقا پسری رو به آرایشگاه ببریم تا کمی موهای ایشون مرتب بشه.که خلاصه دیشب وقت شد ورفتیم.البته من نمیخواستم برم اما به پیشنهاد بابای نی نی من هم رفتم تا از اولین تجربه سلمونی رفتن ایشون بی بهره نمونم!!!!بله واینگونه بود که ما براه افتادیم به سمت آرایشگاه محلمون که خیلی هم نزدیکه البته.ناگفته نمونه که دیشب هم برف میومد والان خیلی بیشتر شده.توی مسیر امیرمهدی برامون شعرمیخوند با همون الفاظ معروف خودش!!!!وخوش وخرم بود.ولی چشمتون روزبد نبینه که وقتی رفتیم داخل حس رفتن به دکتر بهش دست داد وبا ترس همه جا رونگاه کرد وکلی بغض کرد.وبه پیشنهاد آقای سلمونی!!!...
15 13

فرشته زمینی ما

سلام دوستان عزیزم.باید عرض کنم خدمتتون که فرشته خونه ما به لطف خدای مهربون امروز 833 روزه شده فعالتر و شیرین زبون تر از همیشه هست.چند تا شعریاد گرفته ومیخونه.نقاشی رو خیلی دوست داره.شماره آتش نشونی رو میدونه و صلوات روهم اینجوری بلده(الله محمد الله محمد)مثل همیشه با گفتن مانی میما دیوونش میشم وهنوز هم به باباش میگه بادر ازتولدامسالش به اینور هم دیگه پوشک نمیشه.یه لغت نامه داره برای خودش ومترجم سخنان گوهر بار ایشون ، بنده هستم خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این فرشته رو نصیبمون کرده و با بودن اون گذشت ایام برامون دلچسب تر شده .دعای همیشگی من وقتی شیرین زبونیاشو میبینم اینه که خدا عنایت کنه به همه. کسایی که دلشون یه فرشته میخواد و خونه ساکتشون من...
23 13

ناکی در جزیره گمشده!!!

این عنوان انیمیشن جدیدیه که اینروزا به تماشای چند باره اون مشغولیم!!!بطوریکه تک تک دیالوگهای اونو حفظم!!!انصافا هم انیمیشن زیباییه و امیرمهدی عزیزم اونوخیلی دوست داره.دیشب که به آخرای این انیمیشن رسیدیم یه قسمتی بود که دوست ناکی( که مثلا غول هست)واز کودکی باهم بزرگ شدن اونو تنها گذاشت و بعد نوشتن یه نامه بهش گفت که میره به سرزمینهای دور تا مادرشو پیدا کنه.وناکی بسیار ناراحت شد و گریه کرد برای ازدست دادن دوستش....واینجا بود که امیرمهدی به سراغم  اومد وگفت مانی بیبین ناکی گِیه میکنه!!!و بغضش ترکید وشروع کرد به گریه کردن و ...بچم کلی احساساتش تحریک شده بود و باکلی مشقت تونستم آرومش کنم.تا موقعی که بخوابه هرچند دقیقه یبار میگفت مانی دیدی ناکی ...
11 13

اندکی از روزانه ها....

امیرمهدی درحال دویدن به سمت مامان سیما: +مانی مانی *جون مانی؟ +دوسم دایی؟ *بله که دوستت دارم عزیز دلم....بدو بیا تو بغلم.....ومثل همیشه درآغوشت میگیرم ومیبوسمت... +مانی بوسم نکن !!! *چرا مامانی؟ +آخه خفه میشم!!!!!!!!!!! *من که آروم بوسیدمت!!! +آیه(آره)اما اَنان (الان)خفه میشم!!!!       آخه فسقلی مامان این حرفا رو ازکجا یاد گرفتی؟؟؟ ******************************************************************* امیرمهدی بیا لالا کنیم.... +اَنان (الان)میام....ازکنارپنجره میای اینور و میگی مانی دیدی پیشی لَس(رفت)؟؟؟ *نه مامان پیشی کجا بود ؟؟؟؟ +دیجا(اینجا)!!!! *پیشی تو خونه ما بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ +نه مانی دیجا بود!!!(و منو به کنار پنجره میبری ت...
3 13