امیرمهدیامیرمهدی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

پسرم دنیای من

فرخنده باد سالروز شکفتنت

13/0/10 14:39
نویسنده : مامی
174 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر نازنینم گفتم برایت بنویسم از آنچه در دل دارم و نمی توانمبگویم.. شاید مجالی نباشد که برایت بگویم ...نمی دانم که اصلا این دلنوشتهروزی چشمهای زیبای تورا زیارت خواهد کرد یا نه.. نمیدانم آن روز ها کجاییو شبها در آغوش کدام یار آرامش را در می یابی و صبح ها با نسیم نفس کدامدوست به پا خواهی خواست ولی مهم اینست که الان شبها را با گرمای آغوش تومی آغازم و صبح ها با صدای نفس تو روز را از سر می گیرم

زمانیکه خبر آمدنت را شنیدم شوقی سراسر وجودم را فراگرفت شوقی همراه باترس ... عشقی همراه با وحشت چرا که باید اسباب پذیراییت هرچه سریعتر مهیامیشد ....خیلی دوست داشتم اولین کسی باشم که ترا میبینم ....زمانیکه برای اولین بارنگاهت را به روی من باز کردی ....آخ که چه دنیایی داشت چقدر آشنا و دوستداشتنی بود ..یادم نمی آید که کسی اینگونه مرا نگاه کرده باشدو اینقدرعمیق با نگاهش با من سخن گفته باشد ..سخنی به درازای یک عمر.....هیچوقت یادم نمی رود بار اولی که تورا در آغوش کشیدم وگرمای نفسهایت صورتمنواخت ....اخ که چه پرشکوه بود آن لحظه که باسیاهی چشمانت وبا صدای نفسهایتعشق ودلدادگی را برایم هجی کردی و من فهمیدم که دنیایم با تو چه زیبا شدهاست..

رفته رفته تو در کنارم پاگرفتی و برخلاف آنچه گفته میشد که تو به من محتاجهستی، من به تو محتاج شدم و بر تو مشتاق و تو شدی همه نیازم ...همه تلاشم وهمه انگیزه ام برای تغییر ..برای تحمل هر سختی و برای تلاشی جاوید تابتوانم در روز موعود در مقابلت سرافراز باشم و بگویم هر آنچه در توانداشتم برایت نهادم و این تو این هم زندگی

نازنینم نمیدانی چه روزهایی را با شوق دیدار چشمان تو سرکردم همانطورکه قبل از آمدن تو رویایش را در سر پرورانده بودم و چه شبهایی را به شوقباز شدن دوباره چشمان تو به دنیا روز میکنم ..

میبینی ؟من هرروز بیشتر عاشقآن چشمان نازنینت میشوم ..آخر هیچکس اینطور عاشقانه به من نگاه نمیکند کهتو مرا میبینینمیدانی چقدر لذت بخش بود وقتی که بار اول خندیدی وقتی که بار اول به سمتمآمدی فکرنمیکردم که آغازهمه روزم باشی


دوست دارم هرسال آمدنت را به جشنی جاودانه بنشینم  تا شاید دلیلی باشدتا قدر آمدنت و بودنت را بیشتر بدانم ...نازنینم میخواهم با همه وجود بگویم دوستت دارم همانگونه که تو به سادگی وپرمعنایی با لفظ خودت بارها به من این جمله را گفته ای وهر بارش برایمتازگی خاصی دارد ..میخواهم بدانی تو بیشترین بهانه برای زنده بودنم هستی..

دلبندم درست است که گاهی نمیدانم با بودنت چه کنم اما میدانم بانبودنت نمی توانم سر کنم...امسال هم سالروز تولدت را به جشن مینشینم وآرزو میکنم آنقدر زنده بمانم تا به بار نشستن تو میوه شیرینم را با چشمانخود ببینم.



فرشته نازمامانی ، ای زیباترین هدیه آسمانی" تولدت مبارک"


 153.gif
                                                                                                                                                                               

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)